تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

اینجا مطالبی را می آورم که نوعا نوشته خودم نیستند ولی به نظرم زیبا رسیدند وحیفم آمد شما را در خواندنش شریک نکنم امیدوارم لذت ببرید.

طبقه بندی موضوعی

دوخط موازی

سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۵۳ ق.ظ

یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم او را تماشا کردم. دو سال گذشت. جیب‌هایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود.

یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج می‌کنیم؟»

گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو باید به قبض‌های آب و برق و تلفن و قسط‌های عقب افتادۀ بانک و تعمیر کولر آبی و بخاری و آبگرمکن و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمۀ نان از کلۀ سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم و تو به جای عشق باید دنبال آشپزی و خیاطی و جارو و شستن و خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی.

هر دومان یخ می‌زنیم. بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می بینیم. نمی توانیم ببینیم. فرصت حرف زدن با هم را نداریم. در سیالۀ زندگی دست و پا می‌زنیم، غرق می‌شویم و جز دلسوزی برای یک دیگر کاری از دستمان ساخته نیست. عشق از یادمان می‌رود و گرسنگی جایش را می‌گیرد...!


مصطفی مستور

نظرات (۱۱)

واقعیت جامعه امروزی ما..
چه عقیده مسخره ای
اوهومم واقعیت زندگی های عصر حاضر :|

سلام
یاعلی
سلام
اصلا دوستش نداشتم...
  • رفاقت به سبک شهید
  • ولی واقعیت این روزهای جامعه
    ازدیدگاه نویسنده ویااقشاری ازجامعه اینه که این خودیک نوع ازدلبستگی
    روبیان میکنه که این سبک تودین یافرهنگ ماجورنی
    عشق افراطی
    واین یه نوع افراطی گری درهرزمینه ودیدکوته رومیگه
    جالب بود
    چرا این متن رو گذاشتین...؟
    پاسخ:
    سلام
    به هر حال این یک نگاهی است در جامعه امروز
    شاید مورد قبول بنده و شما نباشه
    ولی هست
    وقابل نقد...
  • میثم علی زلفی
  • با این نگاه نویسنده غذا هم نباید خورد چون اگر بخوریم درگیر خوردن و جویدنش و بعد هضمش و بعدتر دفعش و شاید پیداکردن مکانی برای دفعش بشویم و از بوی خوش غذا محروم شویم پس بیائیم فقط غذا را بو بکشیم :)))

    تنبل تن پرور بی عار باری به هرجهت چه توجیهی برای بی مسئولیتی خودش درست کرده ....
    متاسفانه
    عشق شروعش آسونه ولی موندگار بودنش سخته
    مشکلات زندگی هر ممکنی رو در پی داره
    تا عشق را چه بنامیم!
  • خانم لبخند
  • اصلا قبولش ندارم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی