تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

اینجا مطالبی را می آورم که نوعا نوشته خودم نیستند ولی به نظرم زیبا رسیدند وحیفم آمد شما را در خواندنش شریک نکنم امیدوارم لذت ببرید.

طبقه بندی موضوعی

معشوق خدا

دوشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۳۴ ق.ظ

در قرآن، اسمِ بعضی پیامبران آمده است؛ اسمِ بعضی غیرپیامبران هم، چه صالح و چه طالح آمده است... این صلحا عاشقِ حضرتِ باری هستند... اما حضرتِ حق، بعضی را خودش هم عاشق است... عاشقیِ خدا توفیر دارد با عاشقیِ ما... خدا عاشقی است که حتی دوست ندارد، اسمِ معشوقش را کسی بداند... به او می‌گوید، رجل! همین... مرد!... همین... می‌فرماید و جاء من اقصی‌المدینه رجل یسعی... جای دیگر می‌فرماید و جاء رجل من اقصی‌المدینه‌یسعی، یعنی این دو تا رجل با هم فرق می‌کنند... هر دو از دور، از بیرون آبادی، دوان دوان، می آیند... اما اسمشان را حضرت حق نمی آورد... یکی می‌آید موسای نبی را نجات می‌دهد... قوم بنی‌اسرائیل را در اصل نجات می‌دهد... دیگری هم قومی را از عذات نجات می‌دهد... اسمش چیست؟ اسمشان چیست؟ نمی‌دانیم... رجل است...معشوق حضرت حق است... اسم معشوق را که جار نمی زنند.. حضرت حق، عاشق کسی اگر شد، پنهان اش می کند... کاش پیش حضرت حق، اسم نداشتیم، اما مرد بودیم... طوبا للغرباء!


کتاب:قیدار

رضا امیرخانی



عیدتون مبارک



پ ن: مدتها بود که دوست داشتم بریده های کوتاهی از نویسنده های بزرگ(یک قدم با قلم) را اینجا در کنار داستانها بیاورم . که بحمدالله میسر شد.

تا ببینم مقبول طبع مشکل پسند شما مخاطبان واقع می شود یا نه

نظرات (۹)

  • د‌ل‌باخته ..
  • خداقوت
    ان شاءلله که جاری و مستمر باشد این بریده ها
  • حامد عبدالهی
  • باید کمی از عشق خداوند الگو گرفت
    او عاشقیست که هرگز معشوق خود را رها نکرده
    و بی وفایی در ذات مهربانش راهی نداشته
    سلام علیکم
    این قسمتش قشنگ بود...
    قلم امیرخانی را در سفرنامه نویسی خیلی دوست دارم، چه داستان سیستان و چه جانستان کابلستان
    اما قلم داستان نویسی اش بی پروا است و بی ادب، هر انچه بر قلم جاری می شود را می نویسد. من هر چی فحش و ناسزا تا حالا توی عمرم نشنیده بودم، در قیدار خواندم.
    به نظرم اگر قلم آنقدر حرمت دارد که خدا به آن قسم می خورد، چرا هر چیزی باید با آن نوشته شود...
  • میثم علی زلفی
  • عجب تعبیر های غلط و ظاهرا عرفانی و قشنگی از قرآن کرده بود!
    فکر نمی کنم احدی از عقلا تا به حال چنین اراجیفی را در قالب ادبیات از متن قرآن استخراج کرده باشد.
    این هم خودش هنری است!!!!!!
  • میثم علی زلفی
  • اگر قرار بود خدا اسم معشوقش را جار نزند باید اسم پیامبرش را نمی آورد اسم مریم را نمی آورد اسم خود موسی را نمی آورد
    آدم شاخ در می آورد از این حرف های بافتنی و ذوقی (بخوانید ظاهرا عرفانی)
    پاسخ:
    سلام ممنون از توجه همیشگیتون
    اتفاقا این سوالی بود که از ایشون پرسیدم و هنوز منتظر جوابم
    البته شاید بتوان گفت انبیا و...به حسب ماموریتی که داشتند نامشان فاش شد و در بین مردم شناخته شدن
    یاد این جمله شهید آوینی می افتم
    گمنامی فقط برای شهرت پرست ها درد آور است وگرنه همه اجرها در گمنامی است


    البته تا نیامدن جواب قاطع از جناب امیر خانی بحسب حکم به ظواهر با شما هم عقیده ام
  • میثم علی زلفی
  • بله درست می گوئید. همین حرف را درباره رجل می زنیم.
    اینقدر را علما گفته اند که آوردن نام ایشان اصلا مد نظر نبوده است و صحبت بیشتر روی کارش بوده است. و به قول فقها آوردن نامش موضوعیت نداشته است نه اینکه چون معشوق خدا بوده است نامش را نیاورده است.

    از هم دلی و توجه شما تشکر
    قیدار عالی بود!
    مرسی برای ایدواری ش.
    عیدتونم مبارک :)
    متن مقبول واقع شد:))
    غریبی و بی نام و نشونی هم عالمی داره.
    واقعا کاش پیش خدا مرد باشیم:)
    ممنونم
    عیدتون هم پساپس مبارک:)
    یاعلی
  • بانو ایرانی
  • دقیقا نظر من هم مثل جناب زلفی است. حرفهای ذوقی قشنگ، همیشه درست نیستن
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی