تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

اینجا مطالبی را می آورم که نوعا نوشته خودم نیستند ولی به نظرم زیبا رسیدند وحیفم آمد شما را در خواندنش شریک نکنم امیدوارم لذت ببرید.

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عطش» ثبت شده است

رسالت مشک

دوشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۴۹ ق.ظ

تمام ادب عباس در همه عمر این بوده است که خواسته ی نگفته حسین را بشناسد و در اجرا و اجابتش سر بسپارد. 

امروز اما حسین خواسته اش را آن هم با لحن خواهش و خضوع به زبان آورده است.

پس برای عباس این فقط یک مشک آب نیست!

قیمتی ترین محموله ی عالم است.

این فقط یک مشک آب نیست ، رسالت تاریخی عباس است.

در آینه ی این آب ، پدرش علی نشسته است ، مادرش ام البنین رخ نموده است ، زهرای مرضیه تجلی کرده است.

همه پیامبران اکنون در کربلا صف کشیده اند و بی تاب تشنگی فرزندان محمدند.

چشم آدم ابوالبشر خیره به این مشک است. نگاه نوح نگران این مشک است.

اجر رسالت محمد و مودت ذی القربای او متجلی در این مشک است. 

و عباس اگر - شده با فدیه جانش - این آب را برساند کار دیگری در این جهان ندارد...


کتاب: سقای_آب و ادب ص۹۳

سید مهدی شجاعی


دل نوشت:

خداحافظی زائر تو خون به دلم کرده حسین 

چند روزه دگری مانده بیا کاری کن...


پ ن:ممنون از تمام بزرگوارانی که وقت گذاشتند و دو پست نسبتا طولانی قبل را خواندند و نظراتشان را مرقوم فرمودند.


التماس دعا 


  • سا قی

جگر سوخته

پنجشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۵، ۰۶:۲۵ ق.ظ

حق توست که از این آب بنوشی. 

نه ، حق نیست.

 فریضه است بر تو نوشیدن این آب.

بار سنگینی از این پس بر دوش توست. 

پس بنوش ای اسب با وفای من!

گریه می کنی!؟ 

اینجا چه جای گریه است!؟

ممنونم از همدلی و همدردی ات. 

ولی تو اگر آب ننوشی ، در این جدال سنگین پیش رو چگونه می توانی تاب بیاوری ، جست و خیز کنی ، مقاومت کنی؟

تو را به حق خودم بر تو سوگند می دهم که بنوشی. 

آهان! باز هم!

آنقدر بنوش که بتوانی یک جنگ سنگین نابرابر را تاب بیاوری.

من؟! 

به من فکر نکن.

 من جگرم سوخته عطش کودکان حسین است.

 این جگر به خوردن آب خنک نمی شود. 

فقط به بردن آب خنک می شود...


کتاب :سقای آب و ادب ص۲۶

سید مهدی شجاعی


پ ن: ممنون از طراح بزرگواری که این تصویر را به مناسبت نام ساقی به این بنده عطا فرمود.

عزاداری هایتان قبول...

  • سا قی

چهار اشتباه

شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۳۲ ب.ظ

چهار اشتباه رائج در مورد واقعه کربلا


اشتباه اول: اوج عزاداری امام حسین(ع) ده روز اول ماه محرم الحرام است. بین سخنرانان و مداحان، مشهور است که هر شب را به یکی از شهدای کربلا اختصاص دهند؛ مثلاً شب سوم برای حضرت رقیه و شب هفتم را برای حضرت علی اصغر(ع) سوگواری می کنند و تاسوعا را نیز به حضرت عباس(ع) اختصاص می دهند. همین قرار داد بین مداحان و منبری ها باعث شده است که عده ای گمان کنند، حضرت رقیه روز سوم محرم به شهادت رسیده است و از همه بدتر اینکه گمان می کنندحضرت ابالفضل(ع) در روز تاسوعا به شهادت رسیده است.


اما حقیقت این است که تمام شهدای کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده اند و حضرات اباالفضل، علی اکبر و علی اصغر همه قبل از امام حسین(ع) و در روز عاشورا در پیکار با سپاه عمر سعد کشته شده اند. حضرت رقیه(س) نیز پس از شهادت پدرش در شام از دنیا رفته است.

اشتباه دوم: باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمروبن حجاج را با پانصد سوار فرستاد تا کنار شریعه فرود آیند و میان یاران حسین و آب فاصله اندازند. اما این به این معنی نیست که هیچ ذخیره آبی در خیمه ها نبوده است.


در کتاب ارشاد نوشته شیخ مفید(ره) آمده است: « در شب عاشورا زینب...دست بر گریبان برده...و بیهوش بر زمین افتاد. حسین(ع) برخاسته آب بر روی خواهر پاشید و...» این نقل معتبر نشان می دهد که تا شب عاشورا هنوز آب در خیمه ها بوده واصل تشنه کامی به روز عاشورا، گرمی هوا و شدت مبارزه مربوط است.


شیخ عباس قمی(ره) در منتهی الامال می گوید: «شب عاشورا امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر(ع)را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب آورند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید.»


اشتباه سوم: یکی از معروف ترین تحریف ها ماجرای حضرت لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) است وچه روضه ها که در این زمینه خوانده نمی شود؛ در روضه ها ذکر می شود که حضرت علی اکبر قبل از رفتن به میدان با مادرش چه نجواهایی می کرد، یا اینکه حضرت لیلی در خیمه ها رفته و در آنجا دعا کرده که خداوند حضرت علی اکبر را سالم برگرداند که متأسفانه این موضوع محور بعضی تعزیه ها نیز شده است.


اما حقیقت این است که اصلاً لیلایی در کربلا نبوده است؛ البته لیلی مادر حضرت علی اکبر(ع) هست؛ اما حتی یک مورخ هم به حضور آن حضرت در کربلا و روز عاشورا گواهی نمی دهد. 


اشتباه چهارم: مطلب بعدی مربوط به حضرت علی اکبر(ع) این است که آن حضرت قبل از رفتن به معرکه جنگ از پدر رخصت خواست و آن حضرت اذن میدان نداده اند و مثلاً فرموده اند که تو هنوز جوانی و حیف است که از دست بروی و چه اشعار و تعزیه ها که پیرامون آن نساخته ایم؛ اما حقیقت این است که تمام مورخین نوشته اند، هر کس از امام حسین(ع) اذن میدان می خواست، اگر می شد حضرت برایشان عذری می آورد ولی در مورد جناب علی اکبر گفته اند: «فاستأذن اباه،فأذن له» یعنی تا اجازه خواست گفت برو.


استاد شهید مرتضی مطهری(رحمة الله علیه)

کتاب:حماسه حسینی، جلد۱



  • سا قی