تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

اینجا مطالبی را می آورم که نوعا نوشته خودم نیستند ولی به نظرم زیبا رسیدند وحیفم آمد شما را در خواندنش شریک نکنم امیدوارم لذت ببرید.

طبقه بندی موضوعی

زمستان بی بهار

شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۴۲ ب.ظ

روزی سگی داشت در چمن علف می خورد. سگ دیگری از کنار چمن گذشت. چون این منظره را دید تعجب کرد و ایستاد. آخر هرگز ندیده بود که سگ علف بخورد!

ایستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می خوری؟! 

سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: 

من؟ من سگ قاسم خان هستم! 

سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت:

سگ حسابی! تو که علف می خوری؛ دیگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی؛ حالا که علف می خوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش..!!

زمستان بی بهار

ابراهیم یونسی


تقدیم به مناسبت افتخار آفرینی تیم غرور آفرین برجام.

نظرات (۱۳)

  • مــ. مشرقی
  • سگای علف خوار که واسه خان شون دم تکون میدن زیادن!
    واقعا افتخار آفرینی بی سابقه ای بود! بیشتر از این نمیشد گند بزنن!
  • بالای آسمان
  • چقدر متن جذابی بود
    عالی بود
    خوشم اومد
  • فدایی رهبر
  • دنبال می شوید.
    خیلی خوشحال میشیم ما رو هم دنبال کنید.
    هعییییییییی
  • نـــامـــیـــرا ‌‌‌‌‌‌‌
  • واقعاکه اینهاهمشون سگای انگلیسی هستند...
  • قاسم صفایی نژاد
  • حالا چرا «قاسم»؟ :D
  • حامد عبدالهی
  • آره واقعا....
    باید به مناسب این افتخار آفرینی بهشون مدال بدن

    سلام بزرگوار
    ممنونم از پیگیریتون
    حوادث خبر نمیکنه
    بیمارستان بودم
    سپاس ازتون
    آره مخصوصا خان وسطی که در 20 دقیقه تصویب کرد و حالا خط و نشون میکشه ...!
    امان از این سیاست!
    والا :)
  • ....مسعود ....
  • قشنگ بود متنه
  • خانم اشک
  • سلام
    یعنی باید دنبال تون کنم تا عقب نمونم از پستها
    عاااالی بود :)
    کاش بدانیم هیچ چیزازعزت بالاترنیس
    عالی عالی.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی