تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

داستان های کوتاه و عبرت های بلند

تالیفیه

اینجا مطالبی را می آورم که نوعا نوشته خودم نیستند ولی به نظرم زیبا رسیدند وحیفم آمد شما را در خواندنش شریک نکنم امیدوارم لذت ببرید.

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

رونده چون رود

جمعه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۳:۰۵ ب.ظ

مردم شناسی خواندم. 7 سال تمام. از 18 سالگی تا 25 سالگی. از روزهای نیمه نادانی تا ایام نیمه پختگی.

هفت سال مردم شناسی خواندم؛ در کنار آدم هایی که ته کلاس به مژه هایشان ریمل می زدند و رشته شان را مسخره می کردند، و در کنار آدم هایی که فیلم خوب می دیدند و کتاب غیر درسی می خواندند و رشته شان را دوست داشتند. هفت سال مردم شناسی خواندم و هفت سال از آدم های خارج از دانشگاه شنیدم: «حالا یعنی مردم رو می شناسی؟» هفت سال لبخند زدم و هفت سال مودبانه جواب دادم: «اِی...» و هفت سال جواب شنیدم: «حالا بگو ببینم، من چه جور آدمیم؟» هفت سال سکوت کردم. هفت سال دیگر هم سکوت خواهم کرد. و حتی هفت سال دیگر.

صفحه به صفحه، جزوه به جزوه، کتاب به کتاب. استادها آمدند و رفتند. استادها گفتند و گفتند و گفتند. 7 سال گذشت. مدرک کارشناسی شد کارشناسی ارشد. حالا می دانم که هرگز نمی شود در جواب به سوال «حالا بگو ببینم، من چه جور آدمیم؟» تنها یک جمله گفت، یا حتی یک پاراگراف، یا حتی یک صفحه. حالا می دانم که «مردم» در کلمه خلاصه نمی شوند. آنها یک روز «نازنین و دوست داشتنی اند» و یک روز «عوضی نفرت انگیز». یک روز آن قدر احساساتی اند که پای تلویزیون، خیره به دهان اخبار گو، به پهنای صورت اشک می ریزند و یک روز با پوزخندی بر لب، کنار جنازه های بیرون افتاده از ماشین های تصادفی، سلفی می گیرند. یک روز عاشق اند و عشقشان را به عرش می برند و یک روز همان عشق سابق را به فرش می کوبند و مشت و لگد بارانش می کنند. یک روز کارمندی محترم و آبرومند در شرکتی بزرگ اند و یک روز در قامت یک داعشی، سر از تن انسان جدا می کنند. جمعه ها سر چهارراه برایت ترمز می کنند تا از خیابان رد شوی و دوشنبه ها سر همان چهارراه از رویت رد می شوند.

نه. مردم را نمی شود یکبار و برای همیشه شناخت. مردم مثل رود اند. رودی که در جریان است، می رود، می رود، می رود و هرگز نمی ماند.

تکه از یک نوشته از آنالی اکبری


پ ن:حماسه انتخابات ۸۸و و فتنه ۸۸ونقش مردم شاید باعث گزینش این نوشتار شد.هرچند می توان حرفهای خیلی قشنگی زد از جنس بد های تماشاگر نما و ... ولی باید واقع بین بود که انتخابات حساسی در راه است و این مردم نازنین حماسه خواهند آفرید اما...

نظرات (۵)

  • انــــــ ـار
  • انتخاب خوبی بود
    +
    باید به نویسنده به خاطر قلمش تبریک گفت
    +
    انتخابات آینده خیلی خیلی مهم است. ان شاءالله مردم آن روی خوب شان را رو می کنند و سرافراز می شویم...!
  • عارف ـــــ
  • باید رشته انگل شناسی خوند:)
    مردمان وقتی در لاک فردیت فرو می روند، لایه لایه میشوند. چند لایه می شوند. در لایه لایه ها گاهی عاریه میشوند و گاهی رنگ حقیقت میگیرند. یک وقت آفتاب را به زیر میکشند و یک وقت هم سایه را به درخشش نور پیوند می زنند.

    در عصر جدید، هیچکس به اندازه امام خمینی مردم را نشناخت و هیچکس به اندازه خامنه ای عزیز مردم را درک نکرد.

    این یکی هم به دل چسبید..
  • پرواز سپید
  • سلام
    هرکسی تو هر زمانی یه حالی داره که میتونه حالش روحانی باشه و میتونه نفسانی باشه
    خب البته مکاتب مختلف و نگاه های مختلف به انسان این حوالات مختلف رو هر کدوم یه جور تصیف کردن.
    و قدر ملسم
    انسان موجودی ست ناشناخته...
  • همسر سید علی
  • ................
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی